معين الدين محمد زمچى اسفزارى
257
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
حكم « 1 » پادشاه جهانگير چنگيز خان بر آن جمله است كه [ چون اهل نشابور جراة نمود طغارجار را بقتل آوردند از يشان ] « 2 » هيچكس را زنده نگذاريم « 3 » و تمامى عمارات او را با زمين هموار ساخته جو كاريم ، همه « 4 » افراد سپاه گفتند هرچه فرمان پادشاه جهان است بر تن و جان ما روانست ، و ايشان خود در بند بهانه بودند كه خون ريزند و فتنه انگيزند . « 5 » لخسرو « 6 » : غم را به سينه خستن تعليم نيست حاجت * در استخوان شكستن گرگ او ستاد باشد « 7 » [ و روز چهارشنبه منتصف ربيع الاخر ] تولىخان فرمود تا سپاه كينهخواه او
--> ( 1 ) - مج : گفت كه حكم پادشاه جهانگير چنگيزخان برآنجمله . مك : گفت كه حكم برآنجمله . مد : گفت حكم پادشاه چنگيزخان برآنجمله . ( 2 ) - عبارت : [ كه چون اهل نشابور جراة نمود طغاجار را بقتل آوردند از يشان ] از زيادات نسخههاى مج و مد مىباشد و در مك ندارد . ( 3 ) - مج : هيچكس را زنده . مد : هيچكس زنده . ( 4 ) - عبارت . [ و تمامى عمارات او را با زمين هموار ساخته جو كاريم همه ] از زيادات نسخههاى مج و مد مىباشد و در مك ندارد . ( 5 ) - مج . مك : ريزند و فتنه انگيزند . مد : ريزند و بهانه انگيزند . ( 6 ) - مج : لخسرو . مك : خسرو . مد : ندارد . س : بيت . ( 7 ) - مج . مد : و روز چهارشنبه منتصف ربيع الاخر . مك : اين عبارت را ندارد .